تبليغاتX
قاشقای تورکلرینین اویرنجی توپلومو
قاشقای تورکلرینین اویانیش و بیرلشمه وئبلاگی

ماجرای عشق اشرف پهلوی به خسرو خان قشقایی_روزنامه اعتماد ملی

مطلب درون گیومه که درآن به ماجرای عشق اشرف پهلوی به خسرو قشقایی (پسر صولت الدوله قشقایی) اشاره شده است بخشی ازمقاله بلندی( http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1325472 )است که در تاریخ85/10/28 در شماره 281 اعتماد ملی به چاب رسید.

برگرفته از وئبلاگ http://www.qashqaiturk.blogsky.com/


((سال ها پیش طرح ازدواج محمدرضا پهلوی با هما بی بی، دختر ناصرخان قشقایی و چند سال بعد پیشنهاد وصلت خسرو قشقایی با فاطمه پهلوی که از جانب دربار مطرح شده بود با تمسخر قشقایی ها مسکوت ماند. قشقایی ها با تبار دیرینه ای که نسب آنها را به قرون دور و آق قویونلوها می برد ـ با توجه به فرهنگ اشرافی آن روزگار و غرور قومی خود ـ خانواده رضاشاه را خانواده ای بی اصل و نسب و به اصطلاح نوکیسه می دانستند و رضاخان را صراحتا به عنوان قاطرچی ارتش قاجار تحقیر می کردند. همچنین سال های پیش از کودتا و دوران اقامت خسروخان در تهران، چنانچه شایع بود صفات سه گانه شجاعت، سخاوت و زیبایی (چنانچه شولتسه هولتوس در کتاب سپیده دم در ایران می نویسد، از زیبایی و وجاهت او به وجد و حیرت آمده بود که از او به عنوان آشیل، قهرمان افسانه ای یونان یاد کرده بود)به علاوه محبوبیت فوق العاده وی نزد مصدق و ملیون که او را در پایتخت بر سر زبان ها انداخته بود، از اشرف دل برده و او را شیفته خود کرده بود. اما در برابر دلبستگی شدید اشرف، بی توجهی خان جوان این عشق را در دل اشرف به نفرت و کینه ای عمیق تبدیل کرد تا این نفرت را در کودتای 28 مرداد آشکار کند که روایات و البته شایعات زیادی از این باب در تهران و در ایل نقل محافل و مجالس بود.))

به هرحال چیزی که واضح و مبرهن است این است که قشقایی ها هیچ وقت رابطه ی خوبی با خانواده ی پهلوی نداشته اند. رابطه ی خانواده ی ایلخانی قشقایی با پهلوی ها به نوعی را بطه ی پدر کشتگی بوده (به علت مرگ صولت الدوله در زندان رضا شاه). اوج رویارویی قشقایی ها باحکومت پهلوی در جریان کودتای 28 مرداد و طرفداری قشقایی ها از مصدق ظاهر میشود. پس از حوادث 28 مرداد و مسلط شدن دوباره حکومت برادران قشقایی مجبور به ترک ایران شدند.


ازسمت راست به ترتیب محمد حسین خان قشقایی - دکتر مصدق- خسروخان قشقایی- دکتر مصدق از ترکان قاجاربود.عکس از کتاب سالهای بحران(خاصرات ناصرخان قشقایی)

نوشته شده توسط آتامان قاشقایلی در ساعت 20:38 | لینک  | 

آللینجاق اولدوز ؛ اولین کتاب نثر جدید تورکی قشقایی منتشر شد

مجموعه داستان آللینجاق اولدوز " (ستاره بخت)، به عنوان اولین نثر مدرن تورکی قشقایی اثر فتانه مرادی قره قانی توسط انتشارات نوید شیراز منتشر شد. آنطور که از قدما شنیده ایم ، قدیمی ترین کتاب قشقایی ها به صورت نثر ، داستان "مهر و خاور" است .گفته می شود این داستان در مکتب های قدیمی توسط ملاها به سوادآموزان تدریس می شده است. متاسفانه نسخه ای از این کتاب ارزشمند در دسترس نیست ، اما داستان آنرا می توان از برخی افراد مسن قشقایی شنید.

روی جلد کتابپشت جلد کتاب

این مجموعه با مقدمه دکتر حسین محمد زاده صدیق (دؤزگون) آغاز می شود. صدیق جملاتی از کتاب را در مقدمه خود مورد توجه قرارداده است:

آسلان اوره کلیم

آلا گؤزلوم

سیجا بویلوم

قولاج قوللوم

میتیل لری اؤگود اؤرگدمک ایچون دئییلر.

ائله بو میتیللردندیر کی بؤیوک آد-سانلی کیشیلر آیاق تودموشدیر.

کتاب شامل 17 داستان کوتاه است.

نوشته شده توسط آتامان قاشقایلی در ساعت 20:12 | لینک  | 

تورکجه گوزل بیر شعیر (یک شعر زیبای ترکی)

بو قاطار /نصرت کسمنلی

 

بو قاطار ووصالدان حسرته گئدیر
وطن اوره گیمدن غربته گئدیر
دئیه سن بیر آیری قیسمته گئدیر
نه اولار ، ساخلایین گئدن قاطاری

گولوشو آپاریر ، گؤز یاشیم قالیر
اوره ییم بوشالیر ، گؤزلریم دولور
بو قاطار آیریلیق هاواسی چالیر
نه اولار ساخلایین گئدن قاطاری

زامانی دوغراییب بیچیر بو قاطار
سئوگیمین اوستوندن گئچیر بو قاطار
منیم گؤز یاشیمی ایچیر بو قاطار
نه اولار ساخلایین گئدن قاطاری

بؤیورسم چاغیرسام چاتا بیلمه رم
قلبیمدن قوپاریب ، آتا بیلمه ره م
گئتدیمی بیرداها توتا بیلمه ره م
نه اولار ساخلایین گئدن قاطاری

منیم باهاریمی آپاریب گئدیر
الینی الیمدن قوپاریب گئدیر
قویمایین یاریمی آپاریب گئدیر
نه اولار ساخلایین گئدن قاطاری

برگرفته از سایت http://www.shindokht.com/poem/turkish/2008/05/post_40.html

نوشته شده توسط آتامان قاشقایلی در ساعت 20:1 | لینک  | 

آپارتاید چیست؟

واژه انگلیسی آپارتاید یکی از اشکال وحشیانه تبعیض نژادی را بیان می‌کند و در اصل عبارتست از سیاست تبعیضی که نژادپرستان کشور جمهوری آفریقای جنوبی علیه اکثریت سیاهپوست بومی و هندیان آن کشور اعمال می‌کنند. از نظر لغوی به معنای مجزا و جدا نگهداشتن است. آپارتاید یعنی جدا نگه داشتن افراد متعلق به نژادهای غیرسفید، مجبور کردن آن‌ها به اقامت در محلات و استان‌های خاص، محروم کردن آن‌ها از کلیه حقوق سیاسی وامکان تحصیل و پیشرفت. در مناطقی که سیاهپوستان مجبور به اقامت در آن می‌شوند و حق خروج از آن را ندارند حداقل امکانات زندگی نیز موجود نبود.کنگرهٔ ملی آفریقا با درخواست ایجاد جامعهٔ آزاد چندقومی، جنگی علیه نظام آپارتاید به راه انداخت. طرفداران لغو آپارتاید، تظاهرات آرامی در شپرویل و تسوتو به راه انداختند، که با مقاومت مخالفان روبه‌رو شد. راهپیمایان سیاه‌پوست شلاق زده شدند، و حتی در مارس ۱۹۷۰، بیش از ۷۰ آفریقایی کشته شدند. دوتن از مخالفان اصلی آپارتاید، استیو بیکو و نلسون ماندلا بودند.استیو بیکو به حکومت سیاهان اعتقاد داشت، در حالی که ماندلا به حقوقی مساوی برای تمامی اهالی آفریقای جنوبی معتقد بود. در سال ۱۹۶۲، ماندلا دستگیر شد و پس از محاکمه به حبس ابد محکوم گردید. در سال ۱۹۹۰، ماندلا در سن ۷۲ سالگی آزاد شد و مبارزه برای حقوق انسانی اهالی آفریاقی جنوبی را از سر گرفت. سرانجام اف دبلیو دلکرک رییس جمهور آفریقای جنوبی با او وارد مذاکره شد. یک سال بعد، کنگره ملّی آفریقای جنوبی پیروز شد و ماندلا به ریاست جمهوری رسید و رژیم آپارتاید إلی‌الأبد در آفریقای جنوبی لغو گردید و در اقصی نقاط عالم هم لغو گردید اما هنوز در کشور به اصطلاح اسلامی ما ...

 

نوشته شده توسط آتامان قاشقایلی در ساعت 22:26 | لینک  | 

مراسم تجلیل از استاد اسدالله مردانی در فرهنگسرای بهمن تهران

پنجشنبه 25 مهر ماه سال 1387 ساعات 8:30 PM

اسدالله مردانی رحیمی

براساس اخبار واصله مراسم تجلیل از استاد اسدالله مردانی رحیمی مولف فرهنگ لغت ترکی قشقایی روز پنجشنبه 9 آبان در فرهنگسرای بهمن تهران برگزار خواهد شد.
از استاد رحیمی که حدود بیست سال است به کار تالیف و تحقیق مشغولند آثاری مانند: آتالار سؤزو (ضرب المثلهای ترکی قشقائی) ، آساناکلار (ترانه های ترکی قشقایی) ، زبان ترکی قشقائی و شیوه نگارش آن و خود آموز زبان ترکی قشقایی و مبانی دستور زبان آن نیز منتشر شده است.
کتاب فرهنگ لغت ترکی قشقایی (قاشقای سؤزلوگو) که سال گذشته در 800 و با تیراژ صفحه 3000 نسخه منتشر شد میتواند نقش اساسی در حفظ فرهنگ و زبان ترکان قشقایی ایفا کند.
از علاقمندان دعوت میشود برای تشکر از زحمات ایشان در مراسم شرکت کنند. تشکر از زحمات افرادی نظیر ایشان جدا وظیفه ی تک تک قشقائیهاست.
 
به نقل از وبلاگ http://qashqaiturk.blogsky.com/
نوشته شده توسط آتامان قاشقایلی در ساعت 21:47 | لینک  | 

تئوری پوچ توطئه و ساختن هیولا از سیستم فدرال چندزبانه!

زبان تركى رادر ايران رسمى كنيد

کسانی که دانسته یا ندانسته در برابر یک خواست ابتدایی حقوق بشری یعنی آموزش به زبان مادری می ایستند و آنرا با تئوری های عجیب و غریب توطئه به هیولایی برای ترساندن مردم تبدیل می کنند، بهتر است بدانند که اهمیت آموزش به زبان مادری مورد تایید تمام مدافعین حقوق بشر است و سازمان یونسکو هر سال روز 21 فوریه را روز جهانی زبان مادری نامیده و امسال (سال 2008) را سال بین المللی زبانها نامگذاری کرده تا به اهمیت آموزش به زبان مادری تاکید کند. در اهمیت آموزش به زبان مادری، شاید یک مقایسه آماری در مورد میزان افت تحصیلی و فرار از مدرسه در مناطق غیر فارس زبان با مناطق فارس زبان به تنهایی کفایت کند!

عده ای می گویند: "فارسی همیشه زبان علم در ایران بوده است" و نتیجه می گیرند که بعد از این هم باید اینگونه باشد!؟ اما آنها بهتر است، مختصری از تاریخ اروپا را مطالعه نماید تا ببیند که تا قرون وسطی یعنی فقط چندصد سال پیش، تنها زبانهای لاتین و یونانی زبانهای نوشتاری و علمی در اروپا بودند و زبانهایی مثل انگلیسی، فرانسوی و آلمانی زبانهایی نو ظهور و متاخرند که سابقه نوشتار آنها بیش از چند قرن نیست!؟ دلایل متعدد تاریخی و مذهبی وجود دارد که چرا در زمانهای قدیم در هر منطقه فقط یک یا چند زبان علمی مشترک وجود داشته و زبانهای بزرگی مثل انگلیسی، فرانسوی و آلمانی زیر سلطه زبان لاتین و یونانی در اروپا بودند. یکی از مهمترین دلایل آن محدود بودن سواد آموزی و خواندن و نوشتن در دست عده ای معدود و نخبه بوده است که علوم زمانه را به زبان مشترک می نوشتند و می خواندند و نه زبان مادری شان. زبان لاتین زبان مذهبی و زبان کلیسا بود و زبان یونانی زبان تمدن درخشان یونانی و علم و فلسفه یونان. به صورت مشابه در منطقه ما هم زبان عربی زبان علمی و دینی و زبان فارسی بویژه در ایران، زبان شعر و ادب بوده است. البته ادبیات فارسی و عربی کهن این دیار، میراث مشترک همه ماست، چه عرب، چه فارس، چه ترک، چه کرد، چه بلوچ و ... چون بسیاری از پدید آورندگان این آثار زبان مادری شان غیر از دو زبان فارسی و عربی بوده است. لذا این دو زبان همان اهمیت و همان ارزشی را در منطقه ما دارند که زبانهای لاتین و یونانی در اروپا دارند. اما همانگونه که این احترام به لاتین و یونانی مانع تلاش برای شکوفایی سایر زبانهای اروپایی مثل انگلیسی، فرانسوی و آلمانی نشده است، در ایران هم سایر زبانها مثل، ترکی آذربایجانی، کردی، بلوچی و ... باید رشد و توسعه یابند و پیام مدرنترین علوم بشری به زبان مادری ترکها، کردها، بلوچها، عربها و ... به دور افتاده ترین روستاها هم رسانده شود تا این مناطق هم بتوانند پا به پای تهران و شیراز رشد کنند.

اما کسانی که واهمه در دل مردم می اندازند که سیستم چندزبانه باعث جنگ داخلی و تجزیه ایران خواهد شد، باید پاسخ دهند که چرا سیستم چند زبانه، سوئیس را نه تنها تجزیه نکرده بلکه به پیشرفته ترین کشور اروپایی بدل کرده که خود را بالاتر از آن می داند که وارد اتحادیه اروپا شود! شاید بگویند که فرهنگ ما به حد سوئیسی ها نرسیده است، این حرف درست است اما آیا فرهنگ مردم ما از کشور هفتاد و دو ملت هندوستان هم عقب تر است که بزرگترین و باثبات ترین دموکراسی در جهان سوم است و می رود که ابرقدرت نوظهور جهان آینده باشد؟! سیستم چند زبانه و فدرال در هندوستان، جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر را با زبانها و فرهنگهای بسیار متنوع، در قالب یک کشور متحد دور هم جمع کرده است و کمترین مشکلات را در زمینه اقلیتها در منطقه ما دارد. تنها معضل قابل توجه در هندوستان هم مربوط به کشمیر است که آن هم یک معضل مذهبی است و نه یک معضل قومی و زبانی.

شاید عده ای به خاطر می آورند که در زمان شاه ما چنین مشکلی نداشتیم و عامه مردم هرگز چنین درخواستهایی نداشتند و تقاضای به رسمیت شناخته شدن زبانهای غیر فارسی در ایران تنها در میان اقلیت روشنفکران چپ طرفدار داشت و بخواهند دوباره به آن عصر برگردند و با کنترل آن اقلیت محدود، سیستم تک زبانه در ایران را مثل سابق با مشکلاتی ناچیز پیش ببرند تا آسیمیلاسیون به تدریج این مشکل را با فارس زبان شدن اکثریت جمعیت ایران حل کند!؟ اما در عصر اطلاعات و رسانه ها، دیگر ادامه شیوه تک زبانه گذشته ممکن نیست و اگر نخبگان فارس زبان شرایط را درست تحلیل نکنند و زمینه ایجاد تفاهم ملی در قالب سیستم فدرال چند زبانه را ایجاد نکنند، این خواست، چنان عمیق و عمومی خواهد شد که مقاومت در برابر آن به همان چیزی منجر خواهد شد که برخی در اینجا هشدار داده اند، یعنی تعمیق اختلافات قومی و زبانی و خدای ناکرده جنگ داخلی و تجزیه ایران. پس این سیستم فدرال چندزبانه نیست که باعث تجزیه ایران خواهد شد، بلکه مخالفت در برابر این خواست مشروع است که ممکن است باعث جنگ داخلی و تجزیه کشور شود. عده ای می خواهند این معضل را با سانسور و عدم انتشار اخبار این خواسته ها حل کنند چون فکر می کنند می توانند جلوی عمومی تر شدن این خواسته ها را بگیرند ولی حقیقت این است که در عصر اطلاعات، اینترنت و ماهواره دیگر سانسور کارساز نیست و بهترین راه حل پذیرش حقیقت و همراهی با خواسته حقوق بشری اقلیتهای زبانی در ایران برای جلوگیری از سوء استفاده تندروان تجزیه طلب است.

http://www.iranglobal.info

نوشته شده توسط آتامان قاشقایلی در ساعت 19:24 | لینک  | 

گره ای به نام آموزش به زبان مادری در مملکتی به نام ایران

یازان(نویسنده):مختار برازش

 برگرفته از سایتwww.oyrenci.com

واقعا این دیگر کمال عقب افتادگی است. من حتی نای بحث کردن در این مورد را ندارم. چطور می شود که آدمی به زبانی تکلم کند و به زبانی دیگر تحصیل! اصلا قابل فهم نیست. بگیریم که این زبان مقدس باشد... مرا سنه نه! حق مسلم یک کودک 6 ساله کردی است که آب را « ئاو» بگوید.

مجالی دهید تا مطلبی را عرض کنم که باعث خجالت حکومتیان و غیر حکومتیانی شود که مخالف فراگیری زبانی غیر از زبان «فارسی» در مدارس هستند:

بنده به عنوان یک ترک آذربایجانی بعد از مهاجرت به کشور نروژ به این اصل واقف شدم که در این کشور من و هفت پشت من چنین حقی را دارا هستیم که به زبان مادری تحصیل کنیم. دقت کنید گفتم: حق! خب از ما که گذشته بود ولی برای فرزندان نه! رفتم به مدرسه و گفتم که آقا بنده فرزندی دارم که آذربایجانی است و می خواهم که زبان ترکی آذربایجانی را به او تدریس کنید. گفتند منتظر باشید تا ترتیب مقدمات انجام شود. بعد از دو سه هفته جواب آمد که مشکلی در این میان است، حضور به هم رسانید تا مراتب را عرض کنیم.

به مدرسه رفتم. ناظم مدرسه خدمت رسید و گفت: والله در این که فرزند شما بخواهد کلاس زبان مادری داشته باشد حرفی نیست ولی مسئله در این است که ما معلمی که ترک زبان باشد برای فرزندتان پیدا نمی کنیم. و چنین بنظر می آید که معلم در این رشته کمیاب باشد.

پرسیدم: پس تکلیف چیست؟ چکار می توان کرد؟

گفت: اگر شما کسی را سراغ دارید که به زبان ترکی مسلط است معرفی کنید بالای سر ما هم ترتیب استخدام ایشان را میدهیم.

گفتم دمتان گرم. و رفتم تا شاید یکی را پیدا کنم. راستش آن موقع در این کشور ناوارد بودیم و ناشناس! کسی را که به چنین کاری همت بگمارد نیافتیم. در نتیجه بعد از مدتی ناامید و بی کس رو به مدرسه کردیم و به مسئولین گفتیم که آقا شرمنده ایم. والله ما هم کسی را در این باب پیدا نکردیم.

ناظم گفت: خودت چی؟

گفتم: خودم چی؟

گفت: خودت بیا و به فرزندت درس بده ...

گفتم .... گفت ...

بدین ترتیب این شد که سرنوشت کار ما به معلمی وابسته شد. ما شدیم راست راستی معلم. بله خوب فهمیدید دولت به بنده پول می داد که به فرزند خود زبان مادری اش را یاد بدهم!

آخر این را برای که باید گفت. برای اینکه حرف مفتی نزده باشم شما را ارجاع به نامه ای میدهم که شهرداری باروم برای یکی از اولیا دانش آموزان ایرانی فرستاده است. تاریخ این نامه باز می گردد به سال 1994. من این نامه را از یکی از معلم های زبان مادری فارسی قرض گرفتم و در اینجا می آورم تا بفهمید که بابا چنین چیزی در دنیا امکان پذیر شده است. خواهشمندم فقط این نامه را بخوانید:

http://3.bp.blogspot.com/_S8sL343rJXQ/SNfOSLOlR4I/AAAAAAAAA8M/hGyqPhDyeIQ/s400/img024.jpg

 اما فقط این نیست. اکنون 45 معلم زبان مادری در این کمون با شاگردهای دو زبانه کار می کند. یعنی دولت نروژ حقوق این افراد را می پردازد که این بچه ها زبان مادری خود را فراموش نکنند. همین الان هم دولت به امثال ماها وام بدون برگشت stipent ) میدهد تا ما و هر کسی که مایل است این رشته را در دانشگاه تحصیل کنیم. رشته ای بنام «رشته ی معلمی برای بچه های دو زبانه» faglærer for tospråklige lærere به این آدرس مراجعه کنید:

http://www.hio.no/content/view/full/44678

این مسئله جدی است که کسی که نتواند زبان مادری خود را بلد باشد زبان دوم را خوب فرا نخواهد گرفت. مسئله چند فرهنگی بودن flerekulturelle و چند زبانی بودن مسئله ایست که واقعا دارند سیاستمداران رویش سرمایه گذاری می کنند. شما می توانید سری به سایت زبان مادری سوئدی بزنید تا ببینید که چه امکاناتی را دولت سوئد در اختیار اقلیت زبانان قرار داده تا نسبت به تعلیم و اموزش زبان مادری فرزندان خود اقدام کنند.

ـ با تشکر از ع. ن به خاطر در اختیار قرار دادن این نامه ی با ارزش.

اول مهر ١٣٨٧ / ٢٢ سپتامبر ٢٠٠٨

http://mokhtarbarazesh.blogspot.com/2008/09/blog-post_22.html

نوشته شده توسط آتامان قاشقایلی در ساعت 19:15 | لینک  | 

آنجا که زبان مادری می میرد...

یازان(نویسنده):آیدین آلیشان

 برگرفته از سایت www.oyrenci.com

یکشنبه, 5 آبان 1387، 26 اکتبر 2008

 

هنگامی که انسان چشم به عالم هستی می گشاید، اولین صدایی که به گوشش می رسد، صدای گریه های خود اوست و پس از آن صدای شیرین مادر است که او را به خود می خواند. مادر مهربان فرزند عزیزش را در آغوش می گیرد و با مهر و عطوفت خود با جملاتی شیرین و کودکانه با او سخن می گوید و او را نوازش می کند. این جملات و سخن ها در ضمیر ناخودآگاه کودک ثبت و ضبط می شود و به مرور زمان زبان مادری اولین عامل در شکل گیری شخصیت و فرهنگ و هویت فرد می شود. در اینجا می خواهم به اهمیت زبان مادری از چند دیدگاه بپردازم تا برهمگان روشن شود که آنجا که زبان مادری می میرد، شخص نیز وجود حقیقی خود را از دست می دهد و در کلام ساده از هویت خویش فاصله می گیرد تا آنجا که خود را در ورطه ی نابودی می بیند و ...

 

1- جنبه ی شخصی و شخصیتی     

همه ی روانشناسان و جامعه شناسان بر این باورند که زبان مادری اولین و مهمترین عامل در شکل گیری شخصیت انسان است. از نظر روانشناسی اولین و مهمترین وسیله ی برقراری ارتباط با افراد همین زبان مادری است. انسان به زبان مادری خود با دیگران رابطه ی عاطفی برقرار می کند و خواسته ها ونیازها و آرزوهای او ابتدا بر زبان مادری جاری می شود و مادر اولین شخصی است که انسان با او چنین رابطه ی گرم و صمیمی برقرار می کند . همانگونه که انسان به زبان مادری سخن می گوید، در قالب زبان مادری نیز فکر می کند و می اندیشد. تصمیم ها، آمال و آرزوها و... هر فرد در ارتباط مستقیم با زبان مادری در ذهن او شکل می گیرد. یادگیری هر زبان در چهار مرحله صورت می گیرد اول : شنیدن دوم : صحبت کردن سوم : خواندن و چهارم : نوشتن . طبیعی است که زبان مادری اولین زبانی است که بایستی در این چهار مرحله آموخته شود. چنانچه در فرایند یادگیری زبان این چهار مرحله طی نشود و یا نیمه کاره طی شود و یا به جای زبان مادری ، زبان دیگری آموخته شود ، مشکلات زیادی برای فرد و جامعه به وجود می آید به عنوان مثال ممکن است چنین فردی دچار ضعف در یادگیری و آموزش شده و از درک حقایق آنگونه که هست باز بماند یا دچار ضعف شخصیتی شده و خصوصیات اخلاقی مانند ترس ،کم رویی، خجالتی بودن ، منزوی بودن و ... در وجود او شکل گیرد . چنین فردی در برقراری ارتباط سالم و مفید با پیرامون خود دچار مشکل شده و خود را از جامعه ای که در آن زندگی می کند جدا می یابد ، جامعه نیز چنین فردی را یک فرد غیر عادی و بیگانه به حساب آورده و در نتیجه بین فرد و جامعه فاصله می افتد.

 

2- جنبه ی مکتبی و مذهبی

خداوند حکیم در قرآن کریم می فرماید همانا ما قرآن را به زبان عربی نازل کردیم و در نزول آن به زبان عربی برای آنان که می اندیشند حکمتهایی وجود دارد.

همه می دانیم که قرآن در یک سرزمین عرب زبان نازل شده است . بدیهی است که یک فرد عرب زبان باید به زبان عربی آموزش ببیند چرا که به زبان عربی تسلط دارد و آن را بهتر از همه ی زبانها می فهمد و درک میکند. این امر نشان دهنده ی آن است که برای درک مفاهیم دینی و ... بهترین راه آموزش ، آموزش به زبان مادری است . چرا که انسان با زبان مادری بهتر و سریع تر می فهمد و درک می کند. آیا اگر قرآن کریم به زبانی غیر از زبان عربی نازل شده بود می توانست در عربستان طرفدارانی پیدا کند!!؟ آیا اصلا اعراب آن را می فهمیدند !!؟ حال چه رسد که آن را حفظ و صیانت کنند و در سراسر جهان گسترش دهند!!! از طرفی دیگر اگر قرار بود همه ی انسانها برای درک قرآن و مفاهیم اسلام عربی بیاموزند در این صورت چه لزومی داشت که این همه ترجمه به زبانهای مختلف دنیا از قرآن کریم صورت گیرد!!؟ موارد یاد شده نشان می دهد که برای فهم و گسترش یک فکر و دین و مذهب و ... باید آن را به زبان هرکس به او فهماند و مفاهیم آن را اشاعه داد. خداوند حکیم در قرآن می فرماید ما انسان ها را با تنوع قومی و زبانی آفریدیم و همانا در آفرینش آن برای خردمندان درسهایی است . این امر نشان دهنده ی توجه و احترام خداوند به همه ی اقوام و زبانها است .

 

3- جنبه ی تاریخی ، اجتماعی و فرهنگی

اولین و بهترین راه برای تحریف تاریخ یک ملت و نفوذ در فرهنگ و اجتماع آن از بین بردن زبان مادری آن ملت است. پایه و اساس تاریخ یک ملت و فرهنگ و هویت او زبان مادری اوست. ملتی که تاریخ خود را نداند همانند فردی است که شناسنامه ندارد و از کجا آمدن و به کجا رفتن او معلوم نیست. اگر زبان مادری از بین برود رفته رفته تاریخ ملت نیز به فراموشی سپرده شده و سوء استفاده کنندگان به تحریف تاریخ آن پرداخته و ذهن و فکر یک ملت را بیمار خواهند نمود. با مرگ زبان مادری رفته رفته همه ی ابعاد وجودی یک ملت مانند تاریخ ، آداب و رسوم ، موسیقی ، ادبیات و... نیز از بین خواهد رفت .

 

4- جنبه ی سیاسی

هیتلر می گوید اگر می خواهید یک ملت را از بین ببرید ابتدا زبان مادری او را از بین ببرید. این حرف آن هم از زبان شخصی که زمانی جهان را به لرزه در آورده و یکی از بزرگترین جنایتکاران جهان است ، نشان دهنده ی اهمیت زبان مادری است . زبان مادری علاوه بر اینکه نقش اساسی در شکل گیری هویت شخصی فرد دارد ، در شکل گیری هویت ملی نیز مهمترین نقش را ایفا می کند. استعمارگران و استثمارکنندگان با ازبین بردن تدریجی زبان مادری یک ملت راه را برای استعمار و استثمار سیاسی و فکری و فرهنگی و دریک کلام استعمار و استثمار تمامی وجود یک ملت باز می کنند . مستبدین و استعمارگران پس از، از بین بردن زبان مادری یک ملت اقدام به ساخت هویت جعلی برای ملت می کنند و تمام هستی آن ملت را در دست می گیرند. چنین ملتی مانند کشتی است که سکان آن در دست استعمارگران و مستبدین است .

 

5- اهمیت زبان مادری در ایران

بر همگان روشن است که ایران یک کشور کثیرالملله است که اقوام و ملل مختلفی در آن درکنار هم زندگی می کنند. آموزش به زبان مادری در کشور ما از همه چیز مهمتر و واجبتر است. چرا که برای احقاق حقوق انسانی برابر بین همه ی اقوام و ملل و برقراری اتحاد و آشنایی هریک از ملل و اقوام با تاریخ ، فرهنگ و هویت خود و شناساندن آن به دیگران و در نهایت ایجاد یک زندگی آرام و برابر در کنارهم آموزش به زبان مادری را ایجاب می نماید .در همه جای دنیا انسان ابتدا زبان مادری و ملی خود سپس زبان رسمی کشوری را که در آن زندگی میکند و بعد زبان بین المللی را می آموزد. من به عنوان یک آذربایجانی که در ایران به دنیا آمده ام و دراین کشور زندگی می کنم ، زبان ترکی را زبان مادری و ملی خود و زبان فارسی را زبان رسمی و ارتباط با ملل و اقوام ساکن در ایران و زبان انگلیسی را زبان بین المللی خود می دانم . باید بگویم که زبان مادری قابلیت رسمی شدن نیز دارد که این امر باید از طرف هیئت حاکمه صورت گیرد.تاریخ نشان داده است که زبان مادری و ملی هیچ گاه تغییر نمی کنند ولی زبان رسمی و بین المللی با توجه به رویدادهای سیاسی ، فرهنگی ، علمی و در کل مقتضیات زمان قابل عوض شدن است . پیشنهاد من به عنوان یک شهروند ایرانی این است که آموزش برا ی هرکس در مدارس و دانشگاهها ابتدا به زبان مادری باشد سپس به زبان های دیگر دلیل این امر هم در سراسر این مقاله قابل شهود و درک است .

سو دئییبدیرمنه اولده آنام آب کی یوخ

نوشته شده توسط آتامان قاشقایلی در ساعت 18:58 | لینک  |